مبارزه جدی سياسی از طريق اينترنت (سياسی)
شعارهای سياسی (عام)
1 - زندانيان سياسی وقتشه که همه تون ديگه برين خونه هاتون! ما وبلاگيها داريم لوگو می سازيم
2 - آخوندا برين کنار ديگه کار شماها تمومه! ما به سلاح پتيشن و کامنت مجهزيم
3 - رفراندوم خودت صورت بگير هر چه سريعتر! ما وبلاگيها می دونيم بعدش چی ميشه و ما خودمون هم با هم خيلی توافق نظر داريم و به اين روشهای دموکراتيک ايمان داريم و داريم عمل می کنيم.
4 - از همه مهمتر! اتنسيون آقايون کس کش و خانم های جنده! من رييسم! من می فهمم فقط. همه خفه شيد.
سياست های تبليغاتی
1 - می ريم تو هر وبلاگی که موافق ما نيست اول يه متلک زشت ميندازيم. اگه فرد جوابی نداد آنقدر به اين کار ادامه می دهيم تا وارد مرحله بعد شويم. اگه هم وقت داشتيم گاهی يه انگشت کون بی طرف ها می کنيم. سنگ مفت گنجشک مفت

2 - در اين مرحله فرد جواب می دهد. اگر جواب محترمانه بود به مرحله قبلی بر می گرديم. اگر جواب محترمانه نبود وارد مرحله بعد می شويم

3 - در اين مرحله طرف شاکی شده است. خستگی انگشت ها را در می کنيم و با يک لبخند کثيف متلک کثيف تر از اون قبلی ها می اندازيم. اگر طرف بی خيال شد => "ديدی حالا؟ ديدی ريدی؟! کووونییییییی!! آدم شده واسه ما" اگه طرف بی خيال نشد دوباره اين مرحله را تکرار می کنيم

4 - اگر در يک مرحله گير کرديم کس ننش. آدم ٍ بحث کردنٍ منطقی نيست! يکی ديگه. در ضمن پوزش رو زدم به هر حال

سياست های سنديکايي
1- ممد آقا و سکينه آمريکايی و غلام حسين تازه وارد هم وبلاگ دارن. اين شبکه رو هی بهش حال ميديم. هی قربون صدقه هم می ريم و به هم می گيم تو چه قدر تيزهوش و نکته بين هستی! توطئه رو کاملا خنثی می کنی تو پسر! کاش اين اوسگولا هم اندازه سگ تو می فهميدن! مادر جنده ها مغز ندارن که. پهنه!

2- به همه فحش می ديم اصولا تا يکی از اعضای سنديکا بگه اين خوديه. اونوقت می گيم "بابا تو هم؟ دمت گرم بابا تو ديگه کی هستی! کير تو کون هر کی از اين به بعد به اين داداش ما چيزی بگه حاليتون شد؟". و با يک ايميل به تمام اعضای سنديکا خبر می ديم که يارو خوديه

3 - يک ايميل به همه اعضا با اين عنوان : "فلانی کون خوبيه بچه ها حمله!".

سياست های مغزی
1 - ابتدا فقط يکی ميشه مغز متفکر. اون خرگوشی که گوشش از همه درازتره. يکی هم ميشه متخصص کامپيوتر. اين فرد برای افراد سنديکا به خاطر اهداف بلند مدت نظير ور افتادن ملاها مجانی سلاح يا همان وبلاگ درست می کند. خيلی هم خفنه. مثلا ميدونه آي پي چيه.

2 - هرکاری و هر فردی از جانب ج.ا. ايه. بنابراين در وقت خلوت و مناسبی می ريم می شينيم رو توالت فرنگی هی تئوری خلق می کنيم. تئوری رو تئوری. خانم شقايقی و آقای گودرزی رو هم صدا می زنيم هم فکری کنن.

3 - اگه فهميديم گوزيديم و درست نبود تئوريمون چی؟ "بچه ها صداشو در نيارين اصلا. ما تو مراممون معذرت خواهی نيست. اصن کس عمش خوب کرديم. می خواست پاسپورتش و شناسنامش با تمام مدارک ديگش رو برامون فکس کنه مطمئن شيم. مرتيکه کونی! واسه ما مثال نقض شده حالا!!!"

همه با هم همه با من پشتتون من بريزيد تو خيابونا! کارشون تموم شد. دمش گرم.

امضا افشین زند (زوزه)

پناهنده افغاني اخراج بايد گردد (اجتماعی)
این موضوع اخراج افغانیها هم شده یک دستاویز جدید برای ژستهای انساندوستانه.

من دوست دارم نظران شما منطقی شما رو در این باره بدونم. نطقی از نظر من یعنی چیزی که منافع من یا جمعی که من توش حضور دارم تامین کنه. نه دلایلی مثل اینکه این افغانیهای گوگولی مگولی گناه دارن. اینجا ازدواج کردن و زن و بچه دارن..

نظر خود من اینه: کشوری که خودش با مشکلات اقتصادی بی شماری روبرو هست درست نیست که ۱ میلیون افغانی را پناه بده. افغانیهایی که هیچ تخصص علمی ندارند. افغانیهایی که طبق آمار ۱۳٪ قتلهای تهران رو انجام میدن.

نکته ی جالب اینه که در هیچ کجای دنیا پناهنده ها بدون اینکه مدتی در کمپها مستقر بشن و وضعیتشون از همه نظر مشخص نشه، به شهرهای بزرگ کشور پناه گیرنده وارد نمیشن. اما در فضای ایدئولوژیک بعد انقلاب که خواهان بربری و برادری امت مسلمان بود این اتفاق در ایران افتاد.

حالا هم که عقل دولت تا اندازه ای سر جایش آمده و میخواهد آنها را اخراج کند یک عده انساندوست کاسه داغتر از آش شده اند.

امضا: follower_of_pook (زوزه)
خشم و هیاهو (وبلاگ->نقد)

با خودم گفته بودم در مورد قضایای وبلاگستان هیچ وقت دیگر چیزی نگویم. نه فقط به دلیل این که بی حوصله ام، به این دلیل مهم تر نیز که مدت هاست چندان جدی اش نمی بینم. اما نوشته ی خسن آقا سبب شد باز چیزهایی -دست کم برای گوش های شنوایی که در میان تازه واردان وبلاگستان ممکن است یافت شوند- بگویم. چرایش شاید در این باشد که هنوز کورسویی (ابلهانه) در دلم هست که از این مستراح چیزی جز گه هم بیرون آید.

پیش از هر چیز روشن کنم که با شخص خسن آقا هرگز مشکلی نداشته ام و همیشه -دست کم به دلیل یکرنگی و روراستی اش- محترم اش دانسته ام. گیرم که بیش تر آدمی ساده، دلبسته ی آرمان ملی و احساساتی اش بدانم تا یک متفکر. با او مشکل یا دشمنی ندارم، اما سه خطای بزرگ در نوشته اش می بینم: الف) خسن آقا؛ آنی که در زوزه هست نامش تزاد است. یک ذره دوگوله را به کار بگیر آخر عمو جان. فقط حساب اش را بکن پاگنده و امید میلانی (و خیلی های دیگر که شاید نخواهند نامشان برده شود) با آن سابقه ی درگیری و آزاردیدن چگونه می توانند وجود افشین زند را پس از آن همه شارلاتان بازی به عنوان یکی از پایه های سایتشان تحمل کنند؟! سبک نوشتن، محل اقامت، طرز فکر، سواد فنی یا هر پارامتر دیگری را که در نظر بگیری می بینی این دو تا کم ترین ربطی به هم ندارند. ب) به چه زبانی فریاد زده شود تا شما بپذیری که زوزه (و نیاکانش) هیچ کدام یک موجودیت یگانه -با مشی ثابت- نیستند که بگویی این گونه فکر می کنند یا آن گونه می خواهند. خودت آزموده یی و باز می توانی بیازمایی که هر کسی می تواند پیرو هر مرامی در اش بنویسد. این که مسوول فنی سایت تو را، یا کارهایت را (به زعم شما) دست انداخته دلیل بر هیچ طرح یا حرکت جمعی نیست. پ) می رسم به اصل قضیه: آقا جان؛ این کاری که شما در نوشته ات کرده ای درست نیست! تلاش در خط کشی و تقسیم بندی وبلاگ ها به دو دسته ی "آدم حسابی ها/موجودات مثبت" و "افراد الکی و ازگل" چه دردی را از که دوا می کند؟ کم در این فضا چند دستگی و دشمنی داشته ایم؟ در میان افرادی که شما به عنوان افراد مفید وبلاگستان ردیف کرده یی بسیاری دوست داشتنی و مورد احترام شخص من اند. گمان ام چند تایی هم باشند که از آن طرف این احساس را به برخی از ماها داشته باشند (و جالب یک نام در میان لیستت هست، که تاسف خواهم خورد روزی که بفهمی چه جانوری را نشناخته بوده یی). حالا شما می خواهی آن عده را گردآوری دور هم و بگویی هر که اینان یا کارهایشان را نپسنده عوضی است؟ هر که سیاسی نبود، یا روش سیاسی شما را نپسندید (یا حتا مسخره کرد) می خواهد استفراغ به حلقوم ملت بریزد؟! من انتقاد سازنده را سر در نمی آورم چه زهرماری می تواند باشد، چون هر انتقاد و مخالفتی به هر حال آزارنده است. اما هر انتقادی (و مسلمن نه فحش و ناسزای ناب) می تواند به آدم کمک کند در فکر و کارهایش بازنگری هم بکند. پس این همه کینه و دلخوری چرا؟

سرانجام می رسیم به مساله ی آرمان گرایی وبلاگی؛ انقلاب کرده ها، شکنندگان شاخ غول، سال ها تلاش کردند نسل ما و پسین ما را ارزشی بارآورند. نتیجه اش در ما (و بسیاری از شما نیز، اگه چشم دیدن اش را داشته باشید) پوچ گرایی و شکستن قداست همه ی آن چه "اصول" می خواندند اش بود (خودت از زاویه یی دیگر به آن اشاره کرده یی). مهم نیست چه می خواستند از ما بسازند. نتیجه، شکست کامل ته اوری همواره محکوم به شکست اشان بود؛ در هر نسل شدیدتر از پیش. و شما اکنون می خواهید خمیرمایه یی به مراتب مقاوم تر و شکل ناپذیرتر را برای ساختن چیزی در دستان ناتوانتان گیرید که حتا خودتان هم نمی دانید چیست. نمی گویم زوزه بکشید تا گرگان -و به ویژه بچه گرگان- گردتان آیند و سپس به نرمی رام اشان کنید. نه آن چنان ابله ام و نه -هنوز- شما را چنان دغل باز یافته ام که به این ترکیب حماقت و پستی تشویق اتان کنم، اما زوزه ی گرگان را نخواهید به فرمان ارکستر زیپ زیپ پنبه تان درآرید. آری؛ من نیز چون شما این نسل را نمی شناسم، اما دست کم با تلاش برای تعیین تکلیف برای او، حرمت وجودش را به چالش نمی گیرم.

امضا پاگنده
اصلاحِ اساس‌نامه‌یِ سایت (عمومی)

بنا به تجربه‌یِ ۴۰روزه‌یِ کارِ سایت، و وقایعِ روزهایِ اخیر، مجموعه‌یِ شورایِ مرکزی، مطابقِ بندِ ۱۲ِ اساس‌نامه‌یِ پیشین، تصمیم به تغییرِ اساس‌نامه‌یِ سایت گرفت، تا بتواند سایت را از مزاحمتِ اخلال‌گران آزاد سازد، و محیطِ امن و آسوده‌یی برایِ نوشتن و خواندن ایجاد کند.

اساس‌نامه‌یِ جدید که به تصویب رسیده از این قرار است:

۱. مطالعه‌یِ نوشته‌هایِ سایت و فرستادنِ کامنت برایِ آن‌ها، برایِ همه‌گان آزاد است، مگر آن‌که بنا به بندِ ۱۰، از آن منع شوند.

۲. عضویت در سایت برایِ هر کسی که یک آدرسِ ایمیل داشته باشد، اگر بنا به بندِ ۱۰ از آن منع نشده باشد، آزاد است. اعضایِ سایت (و فقط آن‌ها) می‌توانند مطلب پست کنند.

۳. نویسنده‌گانِ کامنت‌ها و مطالب در انتخابِ موضوع، محتوا و واژه‌هایِ موردِ استفاده آزاد اند.

۴. مدیریتِ سایت و نگه‌داری‌یِ فنی به عهده‌یِ شورایِ مرکزی است.

۵. شورایِ مرکزی در آغاز از این افراد تشکیل شده: آراز، الفی ،اميد ميلانی، برتراند، بلو، بوزک، پاگنده، تزاد، سپهر، سوفيا، فالش نت، کارلی، کدوقلقلی، متين، نوجوان (هرالد بلوتوث)، ويران

۶. افرادِ جدید، با رأیِ بیش از نصفِ اعضایِ شورایِ مرکزی، به عضویتِ این شورا در می‌آیند. محدودیتی درباره‌یِ تعدادِ اعضا وجود ندارد.

۷. شورایِ مرکزی، با رأیِ بیش از دوسه‌یُ‌مِ اعضا می‌تواند یکی از اعضایِ خود را اخراج کند.

۸. اعضایِ شورایِ مرکزی تنها در صورتِ تشخیصِ تبلیغ، اسپم، خرابکاری و اخلال در بحث‌ها، یا عدمِ ارتباط با موضوعِ اختصاص‌داده شده، می‌توانند نوشته‌ها و کامنت‌ها را تغییر داده یا حذف کنند. در صورتِ تغییر یا حذف، یک کپی از نوشته‌یِ اولیه به همان صورت در جايي از سايت باقی خواهد ماند.

۹. در صورتِ اعتراض به عملِ یکی از اعضایِ شورا، موضوعِ اعتراض و توضیحاتِ فردِ مربوطه به اطلاعِ سایرِ اعضا خواهد رسید، و در این مورد رأی‌گیری خواهد شد. در صورتِ رأیِ بیش از نصفِ اعضایِ شورا، مطلبِ تغییریافته یا حذف‌شده، به وضعیتِ نخستین باز خواهد گشت.

۱۰. شورایِ مرکزی، در صورتِ تشخیصِ آن‌که خواستِ برخی افراد، اخلال در کارِ سایت یا خراب‌کاری است، می‌تواند، با رأیِ نصفِ اعضایِ خود، شناسه‌یِ کاربری‌یِ آن افراد را پاک کرده، و/یا آن‌ها را بن کند. در صورتِ تلاشِ مجددِ شخصِ موردِ نظر برایِ ثبتِ نامِ دوباره یا استفاده از پروکسی، حذفِ مطالبِ ارسالی‌یَ‌ش، و حذفِ دوباره‌یِ شناسه‌یِ کاربری یا بن‌کردنِ آی‌پی‌یِ جدیدَش نیاز به رأی‌گیری‌یِ مجدد نخواهد داشت.

۱۱. تا زمانی که سایت فعال باشد، هیچ‌یک از مطالبِ سایت نباید از میان بروند. شورایِ مرکزی تعهد می‌کند درصورتِ تصمیم به تعطیلی‌یِ سایت، یک نسخه از همه‌یِ مطالب را جایی رویِ اینترنت در اختیارِ عموم گذاشته، به مدتِ یک ماه از آن مراقبت کند، و به اعضایِ سایت اطلاع دهد که در صورتِ تمایل به نگه‌داری، آن‌ها را برایِ خود داونلود کنند.

۱۲. رأیِ اعضایِ شورایِ مرکزی، در میانِ دیگر اعضایِ شورا علنی، ولی رأیی که افراد داده اند و حتی تعدادِ آرا از دیگر اعضا مخفی بوده، تنها نتیجه به طورِ عمومی اعلام خواهد شد.

۱۳. در صورتِ نیاز، اساس‌نامه با رأیِ دوسه‌یُ‌مِ اعضایِ شورایِ مرکزی به متنِ جدید تغییر داده خواهد شد.

مطابقِ بندِ ۱۰ِ اساس‌نامه‌یِ جدید، از آن‌جا که دوستانِ انقلابی‌یِ‌مان دادِ پوست‌کلفت‌ترین‌هایِ شورایِ مرکزی را هم در آورده بودند، و یک‌نفر هم نبود بخواهد جانبِ‌شان را بگیرد، مجموعه‌یِ شورایِ مرکزی به اخراجِ نانا، شمر، خسن‌آقا و کنج‌کاو از سایت، و بن‌شدنِ آی‌پی‌هایِ‌شان رأی داده است. جاکش‌ها و مادرقحبه‌ها درِشان را بگذارند، اگرنه برایِ‌شان می‌گذاریم.

توضیحِ پاگنده درباره‌یِ این تغییر، و روحیه‌یِ اساس‌نامه‌یِ جدید هم جالب است:

این سایتی است که باند مافیایی تعدادی دیوانه برای اهداف مخرب، خیانت کارانه، جنایت کارانه و غیر انسانی خود راه انداخته اند. هر غلطی هم بخواهند در اش می کنند. حالشان هم از هر چه آدم خره به هم می خوره. اگه می خواین مث بچه آدم حرفاشونو بخونین، اگه هم سردرنیاوردین گورتونو گم کنین!

علاوه بر این، بحث‌هایی درباره‌یِ واردشدنِ احتمالی‌یِ چند نفرِ دیگر به شورایِ مرکزی، و اخراجِ افرادِ غیرِفعال، یا تغییرِ اساس‌نامه برایِ خودکارسازی‌یِ اخراج یا تعلیقِ غیرِ فعال‌ها درگرفت. به هر حال از الفی، متین و نوجوان که تاکنون اثری ازِشان در سایت ندیده ایم، و کدوقلقلی و سپهر، که البته به دلایلی قابلِ فهم کم‌تر فعال بوده اند، خواهش می‌کنم فعال‌تر شوند. هم‌چنین از همه‌یِ اعضایِ شورایِ مرکزی (۱۶ نفرِ ذکرشده در بندِ ۵) خواهش می‌کنم برایِ تسهیلِ تماس‌ها، از صندوقِ پستی که بیش‌تر استفاده می‌کنند نامه‌یی برایِ پاگنده (pagondeh@pagondeh.com) ارسال کنند، تا اسمِ‌شان به لیستِ مخصوصِ شورا افزوده شود.

درنهایت، برایِ ثبت در تاریخ، اشاره کنم، که بابتِ هزینه‌یِ راه‌اَندازی‌یِ سایت، ۱۰ هزار تومان از فالش‌نویس، ۱۰ هزار تومان از آراز، و ۵ هزار تومان از سامی، که قرار است ۵ هزار تومانِ دیگر را بعداً بپردازد، دریافت شده.